كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
614
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
مىپاشيدند . فصادان نيش اجل بر رگ جان مىزدند و مادة الحيوة را از مجارى شرائين اخراج مىكردند . القصه از اطراف و جوانب جنگ پيش بردند و ميرزا سلطان عبد اللّه سعى و كوشش بسيار نمود و لشكر فارس آثار شجاعت به ظهور آوردند . بيت سپاه از دو سو بر سربارگى « 12 » * بجنبيد لشكر به يكبارگى سم بادپايان فولاد نعل * به خون دليران زمين كرده لعل درنگ « 13 » كمانهاى بازوشكن * بسى خلق را برده از خويشتن ستيز دو لشكر چو از حد گذشت * زمانه يكى را ورق درنوشت قوى دست را فتح شد رهنمون * به زنهار خواهى درآمد زبون عاقبت نسيم نصرت از مهب وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ « 14 » به علم دولت ميرزا سلطان محمد وزيد و صبح اقبال از مطلع آمال او دميد و لشكر فارس باس و يأس بر ايشان غالب شد . مصرع به يك بار از هم فروريختند و از خسته و كشته ميدان جنگ با كوه و پشته همسر شد و سرهاى گردنكشان با خاك ره برابر گشت و ميرزا سلطان عبد اللّه روى از ميدان ستيز به بيابان گريز نهاد و به انواع محنت خود را به قلعهء اصطخر رسانيد و به هرگونه مشقت چند روزى در آن قلعه گذرانيد و لشكر فارس غارت بىقياس يافته عراقيان از نقود
--> ( 12 ) . مصراع در خمسهء نظامى ( اسكندرنامه ) ص 144 : بفرمود شه كاز سربارگى . ( 13 ) . اسكندرنامه : ترنك . درنگ صداى تار و گرز و شمشير و شكستن آبگينه و چينى است ( فرهنگ آنندراج ) . ( 14 ) . آل عمران 126 .